|
به نام خدای کویر سلام و عرض ادب و احترام : عمری به پای توبه نشستن نمی توان وین تلخ تر که توبه شکستن نمی توان هم جام باده هم دل محروم محتسب پیداست کز دو جاذبه جستن نمی توان با دوست عهد الف به تقدیر عقل و عشق بستن نمی توان و نبستن نمی توان گاهی که منجنیق فلک سنگ می زند بر بام روزگار نشستن نمی توان ای دل به زلف یار مپیچ این قدر به جهد کز دامگاه حادثه رستن نمی توان از بار عقل خسته بماناد گردنی کان را به تیغ عشق تو خستن نمی توان از عالمی گسسته معلم به جهد و لیک از نیکوان دهر گسستن نمی توان این بار در نوبتی دیگر وبه قصد ذکر یاد و حق شناسی از شاعر برجسته و بلند آوازه معاصر کشور و در واقع افتخار شهرستان دامغان استاد محمد علی معلم دامغانی چند جمله ای را به نظر میرسانم بی گمان او یکی از معدود اسطورهای واژه پردازی و ترکیب سازی هم روزگار ماست کسی که ذوق و شعرو شعور را یکجا دارد، غواص اقیانوس بیان است ومثال ماندگاری از کشف و شهود شاعرانگی های کم نظیر : روزی که در جام شفق مل کرد خورشید بر خشک چوب نیزه ها گل کرد خورشید شید و شفق را چون صدف در آب دیدم خورشید را بر نیزه گویی خواب دیدم بر صخره از سیب زنخ بر میتوان دید خورشید را بر نیزه کمتر می توان دید . . . نه نمیشود . بدون تعارف و اغراق از علی معلم نوشتن جرئت می خواهد . پس این آرزو را به وقتی دیگر موکول میکنم که همراهی اساتید و دوستان صاحب نظر را هم داشته باشم . در همین راستا قصد داریم در آینده ای نزدیک وبه یاری حضرت حق ، با بهرگیری از ارتباطات و امکانات موجود کنگره بزرگداشتی در شان استاد علی معلمی برگزار کنیم که به قول آقای محمد رضا ترکی در گزارش ویراستاری کتاب رجعت سرخ ستاره ، حتی هیچ تمایلی برای تجدید چاپ اولین مجموعه شعر خود نداشته است . اگرچه شاید عنایت علی معلم به کانون های ادبی این شهر خیلی کمرنگ تراز ارادت دوستارانشان به ایشان است اما باید پذیرفت که در این مقال سخن از برگزاری بزرگداشت کسی است که با پشتوانه غنی محبوبیت و مقبولیت و سبکی منحصر به فرد در بیان و کلام شعر این کشور ،درعین تواضع ، تجدید چاپ تنها مجموعه شعر خودرا بعد از بیست و پنج سال و به قول خودشان " پافشاری بعضی از ارباب فتوت " ، داغی بر گرده ادب فارسی می داند . به هر روی می نویسم شاید تورانه بادهادی شهرم هوس کند به پنجره های خانه استاد هم سری بزند : برآستان تو ترک ادب نمی یارم نیازمندم و عرض طلب نمی یارم تو جبر خاطر مسکین به شکر قوت کن ببین به زخم من و بیش از این مروت کن دامغان امروز مثل دامغان هرروز با درخشش شاعرانی جوان در سطح شعر این کشور حرفی برای گفتن دارد . جوانانی همچون مهدی خادمیان ، مهرداد امین هراتی ، سید حسن شاهچراغ ، مقدادایثاری ، معصومه فرهمند ، سعیده خلیل نژاد،طیبه طاووسیان و ... بسیاری دیگر از دوستانی که اگر عمری باقی بود در آینده از تمامی آنها در این وبلاگ بیشتر خواهیم خواند . بی گمان حضور هراز چند گاه استاد معلم در جمع شاعرانگی های این شهر نه تنها افتخاری برای این کانونها خواهد بود بلکه میتواند در جهت رشد و ارتقاء اندیشه های دوستان جوانتر که مسیر سروده را برای ابراز هنر خویش انتخاب نموده اند کمک شایانی نماید . به هرحال آنچه که بیشتر از هر چیز دیگری برای ما اهمیت دارد سلامتی ایشان است و آرزومندیم که خداوند مهربان سایه خالق منظومه ماندگار هجرت و سایر هنرمندان چیره دست و متعهد این کشور را بر سر هنر این آب و خاک مستدام بدارد . آمین
|
About
Archivesبهمن 1387آبان 1387 شهریور 1387 اسفند 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 Links
سایت دامغان سیتی |